آدیتیا یک خلبان است که در بمبئی با خانواده و همسرش، پوجا زندگی میکند. زویا در مسوری با شوهرش، یاش زندگی میکند. هر دو به همسرانشان بسیار عشق میورزند. یک روز، آنها همسرانشان را در یک تصادف با هم و در حال دست گرفتن میبینند. این آغاز داستانی از معما، درام، تعلیق و رومانس است.