داستان دربارهٔ حاشیهنشینانی است که زندگی آنان را نادیده میگیرد اما عشق آنان را نجات میدهد. این ماجرا از طریق سامرا روایت میشود، دختری زیباروی کولی که فقر و ناامیدی را به رقصی بدل میکند که در خیابانها سرگردان است. روزی او با پزشکی آشنا میشود که به او جز عشق، پناهی نمیدهد و این دو با هم به سوی روشنیِ نوین گام برمیدارند.