با شرم از آخرین کلمات پدرش، کلاهبردار آتیلا میکلوشی سعی میکند زندگی درست و مستقیمی را پیش بگیرد اما در نهایت به فشارهای همسر سختگیرش جانکا و رئیسش، اندره هالوش، تسلیم میشود و به زندگی جنایی خود بازمیگردد. وقتی پسرش سعی میکند به دنیای زیرزمینی جنایی او بپیوندد، آتیلا در مییابد که آیا میتواند از پسرش محافظت کند.