ژانگ دابائو مردی میانسال است که پس از مواجهه با شکستهای متعدد، اعتماد به نفس خود را در زندگی از دست داده است. وقتی به طور غیرمنتظرهای به سال ۱۹۹۵ سفر میکند و با خود ۲۲ سالهاش ملاقات میکند، این دو به سفری پر از چالشها میپردازند که آنها را به همکاری وادار میکند. آنها با هم تلاش میکنند تا پشیمانیهای گذشته را جبران کرده و آغاز جدیدی در زندگیشان بسازند.