حسادت افراطی لارت رابطهاش با هلنا را در روز عروسی به پایان میرساند. بیست سال بعد، او با لوئیزا، دختر عشق گمشدهاش روبرو میشود. این دو عاشق هم میشوند و احساسات خاموشی را برمیانگیزند که ازدواج هلنا و رابطهاش با دخترش را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. بدون اطاعت از هر کس، لارت و لوئیزا تصمیم میگیرند عشقشان را تا بالاترین مرزها دنبال کنند و مسیری پر از تعارض و درد را به جای میگذارند.