سایلا چهار فرزند دارد. پدرش برای حفاظت از کشور درگذشت و مادرش در یک سانحه وحشتناک تصادف جان باخت. بنابراین او برای حمایت از خواهران و برادرانش از دانشگاه ترک تحصیل کرد. سایلا به عنوان مربی کیوندو کار میکند. ناخواسته او محوطهای را برای تمرین انتخاب کرد که همان محل مبارزهٔ کاپیتان پلیس تراتورن با جنایت بود. سایلا گروگان میشود. با موهبتی که هرگز از او خبر نداشت، میتواند فرار کند تا کل نیروی پلیس را شگفتزده کند. کاپیتان به تواناییهای او علاقهمند میشود و داستان ادامه مییابد.