داستان حول شخصیت دافن ڤ روسل است که سه ماه پس از سقوط از پشت بام مرکز اسکیت دوباره کما میشود. بهترین دوستش جنیفر میپرسد آیا واقعاً تلاش برای خودکشی بوده است. پیشنهاد برادر دافن، آدریان، برای کنار گذاشتن دستگاه پشتیبانی زندگی شوک بزرگی در خانواده ایجاد میکند. اصرار او برای قانع کردن گیلس و دیانا، پدر و مادر و مایا، خواهرش، شکها را درباره خلوص نیت او بالا میبرد. دوستدختر سابق دافن، لارنت، نیز به نظر نمیرسد بالاتر از تردید باشد. در محفل دافن رازهای زیادی وجود دارد.