امیلی خجالتی و ویکتور خودباور دوستان و شرکای همیشگی در یک شرکت catering پایدار هستند. وقتی ویکتور با هل، مادر امیل، قرار میگذارد، یک رویارویی خانوادگی بسیار غیرمعمول آغاز میشود. روابط خانوادگی، دوستیها و شراکتها تحت آزمایش نهایی قرار میگیرند در حالی که امیل تلاش میکند با پدر جدیدش کنار بیاید.