کارمند پارهوقت، هانا نومیا، از سوی کارفرمای خود مأمور میشود با مشتریان گلف بازی کند. در حین بازی، توسط مربی افسانهای داگو کازوما دیده میشود و با تشویق او به سمت حرفهایگرایی در گلف میرود. همچنین بدهیهای سنگین خانوادهاش به دلیل پدرش انگیزهای برای بازگشت آنان به وضعیت بهتر است. اما برای رسیدن به هدفهایش باید با گلفباز ثروتمند و بااستعداد تاکاسی ریوکو روبهرو شود.