ریسا ده سال است با همکارش دکتر آئیک ازدواج کرده است و پرستار ۳۰سالهای است که در پی داشتن فرزند است. دکتر آئیک به طور غیرمنتظرهای از دست میدهد و زندگی ریسا فرو میریزد وقتی میفهمد همسرش با دوست قدیمیاش گایساری خیانت کرده است. سونیدا که خود نیز همسرش را به گایساری از دست داده، به ریسا میگوید که به گایساری آسیب بزند. در این هنگام پونگ، فرزند ۱۸ سالهٔ گایساری، که به عنوان روسپی کار میکند تا فقر عاطفی والدین ثروتمندش را فراموش کند، به ریسا گرایش پیدا میکند. اما عشق به او پیچیدگی بیشتری به داستان میبخشد.