آنها یک گروه نزدیک از جوانان علاقهمند به خودرو هستند: گلن توره، یا جیتی، سیورت و هگه همه چیز را درباره ماشینها میدانند. واقعاً چیز دیگری برای علاقهمندی وجود ندارد. جیتی، مکانیک و رهبر گروه، به نظر میرسد که تمام جذابیت و اعتماد به نفس را دارد، تا اینکه دخترش او را ترک میکند. در بیرون، همه چیز خوب به نظر میرسد، اما موتور درونی او شروع به خراب شدن میکند. سیورت وقتی قمار میکند و شانس رسیدن به رویایش را از دست میدهد، به دردسر میافتد.