داستان عشق مردی فقیر یتیم به نام ماراز عمر و زنی فقیر به نام جایلان را روایت میکند. دو جوان که طرح ازدواج و کار و درآمد دارند؛ عمر در کارگاه ساختمانی در کارس کار میکند و جایلان با تمیزکاری درآمدزایی میکند. جایلان توسط تایلان، پسری ثروتمند و مغرور، مورد آزار قرار میگیرد و داستان آغاز میشود.