یویچی سالهاست که پسرعمویش نایوکی را ندیده است. حالا که او برگشته، تمام دانش از بازدید قبلی ناپدید شده است. او سعی میکند به محیطهای بهطرز مبهمی آشنا عادت کند، اما شکافهای حافظهاش او را آزار میدهد زیرا زمان کم است. تکههای پازل ظاهر شدهاند - زیبایی خاموش و ترسناک با موهای شعلهور، دختر مرموز با کولهپشتی بالدار، و قاتل شیطان با شمشیر - اما این یویچی است که باید کشف کند چگونه همه آنها به هم مرتبط میشوند.