رابرت نُوبِل جوکهای کلاس را تحمل میکند و قربانی قلقلکگر کلاس است. رویاهایی او را آزار میدهد که به نظر آینده و همچنین گذشته را میگوید. زندگیاش تغییر میکند زمانی که داستانگویِ قصهگو تعدادی از همکلاسیها را به خانه مِیفیلد دعوت میکند، جایی که رابرت پیش از این هم رویا دیده است. در آنجا با زنی پیر با ظاهری موجدار به نام ایدیت سورل آشنا میشود که او را به عنوان شریک خود انتخاب میکند. او وارد سلسله رویدادهایی میشود که زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد.