داستان در طول جنگ جهانی دوم میگذرد. ویتای جورجینا توسط پدرش، ژنرال ویتای، در مؤسسه دختران کالویینیستای کاملاً بسته و مسکونی ماتولا در شهر آرکود، حاشیه کشور، ثبت نام میشود. او به خاطر اینکه کلاسهای جدیدش از او استقبال میکنند به او نمیگوید چرا، اما پس از اینکه با آنها بر سر یک بازی بیاهمیت دعوا میکند و آنها را خیانت میدهد، از سوی آنها طرد میشود