برونو سی ساله است و دوستدخترش، جولیا، را دارد که قرار است یک دهه عشق را جشن بگیرند. او او را دوست دارد، اما احساس میکند که دیگر او را جذب نمیکند. جولیا میخواهد مادر شود. او نمیداند آیا میخواهد این قدم را بردارد یا نه. او از اینکه ممکن است این یک اشتباه باشد، میترسد؛ شاید جولیا زن زندگیاش نیست یا شاید هنوز زود است. اوضاع بدتر میشود وقتی که به لارا، کارمند جدید و جوان و جذابش، جذب میشود. این سردرگمی برونو را وادار میکند تا با یک عشق قدیمی خود، موسیقی، دوباره ارتباط برقرار کند.