یک مهندس داده از زندگی سریع میگذرد و باور دارد که چندوظیفگی زمان را نجات میدهد - اما تنها آشوب میآورد. با وجود کنترل دقیقش بر زمان، کارها هیچگاه انجام نمیشود: خانهاش به هم ریخته، کارها سرریز، و صبحانه همیشه سوخته است. او زمانی که زمان از هم میپاشد شادی را کشف میکند.