کبک، دهه ۱۹۶۰. آگات، یک کودک آسمی، با مادرش ترز، یک هنرمند ملانکولیک، زندگی میکند. در شب، زنگ خطر مکرر یک قطار، دیدگاه او را از یک دنیای موازی که مسافران آینده از آن عبور میکنند، تقویت میکند. به عنوان یک نوجوان، آگات با فرانک، یک نویسنده جوان، ملاقات میکند که به او اجازه میدهد مرز بین حال و آینده را عبور کند.