یاسمن، که دختری پسرانه و تنبل است، از طریق یک ازدواج ترتیب داده شده با مردی مذهبی به نام عزّام که آرامش را با رفتار و کلماتش به ارمغان میآورد، مطابقت داده میشود. یاسمن از عزّام میخواهد که از او فاصله بگیرد و شروع به اجتناب از او کند زیرا احساس میکند شایسته نیست، اما لطافت عزّام او را ذوب میکند و در ذهن یاسمن باقی میماند. علاوه بر این، او قبلاً یک دوستپسر به نام دکا دارد که چهار سال است در رابطه هستند. یاسمن باید تصمیم بگیرد که قلبش کجا لنگر بیندازد.