آگنس از زندگی خود راضی نیست. او تغییر می خواهد، اما رابطه اش با پدر تنهانگهدار و دوست دختر مسلطش مانع انجام این کار می شود. وقتی پدر همسر تازه اش را معرفی می کند، همه چیز تغییر می کند. همسال فیلیپینی مادرخوانده به آگنس دیدی نو می دهد و به زودی چیزی پدید می آید که هیچ کس انتظارش را نداشت.