ماریا یک دختر سیستماتیک است. او در یک مدرسه زبان انگلیسی و آلمانی میخواند. او در یک مرکز تماس کار میکند و سعی میکند به اندازه ممکن ساعات کار کند و هر آنچه را که به دست میآورد پسانداز کند. برای سرگرمی، او در بارها به دنبال مردانی میگردد که فقط قصد دارد یک شب را با آنها بگذراند. چرا باید به خاطر چیزی که فقط میخواهد سفر کند، سازش کند؟ این برنامه ماریا است، رفتن به دور و چه بهتر از یک جزیره در مدیترانه. اما گابریل، پسری غیرمنتظره که مدام با شوخیهای بد و سوالات ناراحتکنندهاش به زندگیاش وارد میشود، او را مجبور میکند به خود نگاه کند و از خود بپرسد که از چه چیزی میخواهد فرار کند.