دهه 1990. قفسههای خالی در فروشگاهها، یک پرتگاه اقتصادی و درامهای جنایی که بهطور واقعی در هر گوشهای رخ میدهند. رهبر جوان یک باند جنایی، آنتون بیکوف، با لقب «گاو»، باید به هر طریقی پول درآورد تا خانوادهاش را تأمین کند. پس از یک تیراندازی محلی، آنتون به ایستگاه پلیس میافتد، جایی که با مداخله لردهای جنایی مسکو آزاد میشود. در عوض، آنها از آنتون خواستهاند که یک خدمت کوچک اما خطرناک انجام دهد.