رمضان در سال ۶۵ میلادی، رژیم استبدادی امپراتور نرون به اوج خود رسیده است، خودخواهی و افراط نرون باعث بروز مخالفتها علیه او میشود و توطئهها قدرت او را تهدید میکنند. نرون به هر قیمتی سعی میکند ادعای استبدادی خود را حفظ کند. فیلسوف مشهور سنکا از دوران کودکی معلم، مربی و مشاور نزدیک نرون بوده و به طرز قابل توجهی در صعود او نقش داشته است. با این حال، نرون از سنکا خسته میشود و از یک حمله نافرجام به جانش برای متهم کردن سنکا به عنوان همدست استفاده میکند.