شوهر، همسر و دختر از بوستون به ویلیامزتاون نقل مکان کردهاند. در سن 16 سالگی، سامانتا با مادرش بدرفتاری میکند، اما وقتی هر دو در یک تصادف وحشتناک اتومبیل گرفتار میشوند، مادر به سامانتا اراده میکند که زنده بماند و به نوعی جان خود را از دست میدهد در حالی که روحش وارد بدن سامانتا میشود.