فقط دیروز ایگَنِی وتروف زندگی کاملاً متفاوتی داشت. پول داشت، شهرتی کامل، با همکارانش محترم بود و بیش از هر چیز عشق داشت؛ اما ظاهراً دشمنانی هم داشت. روزی همسر وتروف کشته شد و او به عنوان متهم تنها به سرعت محکوم شد. اکنون تنها کاری که می تواند بکند فرار است تا قاتل واقعی را بیابد.