پراگ در دهه ۱۸۷۰. کار در کارخانه گوگرد اسمولیک سخت و خطرناک برای سلامت است. کارگران با دستمزد پایین شبیه مشعل هستند زیرا لباسهایشان با فسفر سمی خیس شده است. جوانی به نام یوزف رزلر نیز در کارخانه گوگرد کار میکند و از درآمدش برای تأمین معیشت مادر و خواهران کوچکترش استفاده میکند. او پدر همیشه مستش را از خانه بیرون میاندازد. کارگر مسنتر بروژ یوزف را مجبور میکند که خواندن و نوشتن یاد بگیرد. یک اپیدمی وبا در پراگ شیوع پیدا میکند و یوزف تنها کسی از خانوادهاش است که از این بیماری جان سالم به در میبرد...
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.