پس از اینکه هیرواشی در یک حادثه کاری آسیب میبیند، تورهجیرو پولی را که پسانداز کرده به ساکورا میدهد و دوباره به عنوان یک فروشنده سیار کار میکند. در طول سفرهایش، تورهجیرو با پدری ملاقات میکند که با او نوشیدنی مینوشد. صبح روز بعد، تورهجیرو با کمال تعجب متوجه میشود که آن مرد نوزادش را تنها گذاشته و یادداشتی برای توره گذاشته که از او خواسته از کودک مراقبت کند.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.