فروشنده باهوش، فیلیپ، باید به نیش و کنایههای دائمی همسرش که زنی خشمگین است، تحمل کند در حالی که به طور مخفیانه آرزوی داشتن یک منشی جوان و زیبا را دارد. وقتی که این آزار و اذیت بیش از حد میشود، فیلیپ همسرش را به قتل میرساند و موفق میشود مرگ او را به عنوان یک حادثه جلوه دهد. یک باجگیر بیرحم و یک کارآگاه کمحرف هر دو راز فیلیپ را کشف میکنند و او باید تصمیم بگیرد که کدام یک از آنها تهدید خطرناکتری است.